به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ علی اکبر عباسی در یادداشتی درباره «یک توافق خوب» نوشته است: رسانههای حامی دولت تلاش کردهاند فضای جامعه را حول محور توافق و عدم توافق، یا حامیان توافق و مخالفان توافق شکل دهند. در واقع با فضاسازی متبحرانه این رسانهها، فضا به سمتی رفت که صرف توافق یا عدم توافق با غرب -فارغ از محتوای آن- موضوعیت پیدا کند. بر همین اساس است که منتقدان مذاکرات هستهای با این تلقی که مخالف توافق هستند، توسط حامیان دولت مورد هجمه قرار میگیرند. اما موضوع اصلی در رابطه با بحث مذاکرات هستهای، توافق یا عدم توافق نیست، بلکه آنچه مدنظر است محتوای توافق است و منتقدان مذاکرات نه با انجام توافق، که با توافق بد مخالف هستند؛ وگرنه آنها هم از توافق خوب استقبال خواهند کرد. اما توافق خوب که از آن سخن گفته میشود باید واجد چه مختصاتی باشد. توافق خوب از نظر جمهوری اسلامی ایران، توافقی است که در راستای منافع ملی و در شان مردم ایران باشد؛ چنین توافقی حداقل باید از چند مولفه برخوردار باشد، که در ادامه به آنها اشاره میشود:
لغو همه تحریمهای ناجوانمردانه علیه ایران
از مهمترین اهدافی که ایران در مذاکرات هستهای با گروه 1+5 دنبال میکند، لغو کامل تحریمها است. فقط در همین یک ماه گذشته رهبر انقلاب دو مرتبه بر لزوم لغو همه تحریمها در توافق احتمالی با غرب، تاکید کردهاند. رئیس جمهور بارها از اینکه باید تحریمها به طور کامل لغو شوند و توافقی قابل قبول خواهد بود که لغو کامل تحریمها را در پی داشته باشد، سخن گفته است: «تحریم ها بطور کامل باید برداشته شود و در هر توافقی که مسئله پایان تحریم به صراحت و قاطعانه بیان نشده باشد آن توافقنامه از دیدگاه مردم ایران قابل قبول نخواهد بود.» همچنین محمدجواد ظریف نیز بر لزوم لغو یکباره تحریمها تاکید کرده است: «تمام تحریمها باید یکباره رفع شوند.» این در حالی است که در توافقنامه ژنو (برنامه اقدام مشترک) نیز از لغو تحریمها سخن گفته شده است. اما آنچه در عمل تاکنون اتفاق افتاده، برخلاف این موضوع بوده است. در واقع بعد از توافق موقت ژنو در آذرماه سال 92، نه تنها تا به امروز هیچگونه تحریمی برداشته نشده، که بعد از آن نیز بارها ایران مورد تحریم از سوی آمریکا و غرب قرار گرفته است. مضاف بر، چیزی که در حال حاضر امریکا و غرب دنبال آن هستند، به هیچ عنوان لغو کامل تحریمها علیه ایران را در پی ندارد و آنها فرایند طولانی مدت 15 ساله را برای تعلیق –و نه لغو- تحریمها ترسیم کردهاند. این در حالی است که بر اساس همین توافق موقت ژنو، ایران امتیازهای زیادی به طرف مقابل واگذار کرده است؛ نرمش و انعطاف طرف ایرانی در قالب توقف غنیسازی در فردو، توقف فعالیتهای تکمیلی راکتور آب سنگین اراک، اکسید و خنثیسازی 190 کیلوگرم ذخیره اورانیوم 20 درصد، عدم استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته دارای 8 برابر سرعت و... از جمله این موارد است. لذا روشن است که در قبال این امتیازهایی که ایران داده است، لغو کامل تحریمهای ظالمانه، کمترین چیزی است که ایران از طرف مقابل انتظار دارد. اگر غرب همزمان با توافق، حاضر به پذیرش لغو تحریمها علیه ایران نباشد، شکی نیست که بعد از آن هم چنین اتفاقی نخواهد افتاد. بنابراین لغو کامل تحریمها شرط اولیه و لازم برای توافقی است که بتوان آن را توافق خوب نامید.
به رسمیت شناختن حق غنیسازی ایران
یکی از مسائل اساسی در رابطه با توافق با غرب، مربوط به رسمیت شناختن حق غنیسازی ایران است. هر چند بعد از انعقاد توافق ژنو در آذرماه سال گذشته، رئیس جمهور مدعی شد، حق غنیسازی ایران در متن توافقنامه آمده است اما آمریکا بلافاصله، چنین ادعایی را رد کرد و مقامات آمریکایی مدعی شدند، حق غنیسازی ایران در توافقنامه ژنو هیچگاه به رسمیت شناخته نشده است. همچنین آمریکا بارها اعلام کرده که با توافق ژنو موفق شده برنامه هستهای ایران را متوقف کند و رئیس جمهور آمریکا به صراحت برچیدن کامل تاسیسات هستهای ایران را هدف و در واقع آرزوی خود عنوان کرده است. آمریکا میداند که اگر قرار باشد حق غنی سازی ایران به رسمیت شناخته شود، دیگر تحریمها علیه ایران معنایی ندارد. مجله تایم چند روز قبل از توافق ژنو نوشت: «آمریکا حق غنیسازی ایران را بپذیرد، تحریمها وجهه قانونی و حقوقی خود را از دست خواهند داد بنابراین آمریکا در ژنو میکوشد به توافقی برسد که این حق را به صراحت نپذیرد اما ایران هم بتواند مدعی شود که ما حق او را پذیرفتهایم.» اما در داخل رئیس جمهور و وزیر امور خارجه کشورمان به کرات بر لزوم به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران تاکید کردهاند و ابراز داشتهاند که هیچگاه اجازه نخواهند داد، حقوق هستهای ملت پایمال شود: «حقوق ملت ما محفوظ میماند و تأکید میکنم هیچگونه نگرانی در ایران در این باره نباید وجود داشته باشد، چرا که به هیچ عنوان این دولت در هیچ شرایطی از خط قرمزها عبور نخواهد کرد.» بر همین اساس و با توجه به تاکیدات رئیس جمهور و تیم مذاکره کننده، مولفه دیگر یک توافق خوب و قابل قبول، به رسمیت شناختن حق غنیسازی ایران به طور مشخص در متن توافقنامه است.
شفاف و غیر قابل تفسیر بودن محتوای توافقنامه
غربیها تلاش میکنند با ردیف کردن یک سری کلیات، توافق را به گونهای پیش ببرند که بعدا هر طور که خواستند از آن استفاده کنند و با تمسک به آن، فقط از ایران امتیاز دریافت کنند، بدون اینکه هیچ گونه امتیازی بدهند. آنچه در توافق ژنو نیز اتفاق افتاد همین بود. در توافق ژنو در حالی که آقایان ظریف و روحانی از به رسمیت شناخته شدن حق غنیسازی ایران سخن میگفتند، اما مقامات آمریکا چنین چیزی را رد کردند و اظهار داشتند در متن توافقنامه از چنین موضوعی سخن گفته نشده است. طرف مقابل به دنبال این است تا با استفاده از عبارات مبهم و قابل تاویل، توافق را به گونهای منعقد کند که بر اساس آن، ایران مجبور به عقب نشینی و پذیرش برخی از خواستههای غربیها شود. آنگاه که یک توافق کلی بسته شود و متن توافق شفاف نباشد، اعطای حقوق ایران منوط به پذیرش تفسیرهای غرب از متن توافقنامه خواهد شد که اگر چنین تفسیری توسط ایران پذیرفته شود، حقوق ملت تضییع خواهد شد و اگر هم پذیرفته نشود، ایران مقصر به هم زدن توافق شناخته می شود. هدف آمریکا از دو مرحلهای کردن توافق (یک بار توافق بر سر کلیات و یا همان توافق سیاسی و یک بار هم توافق بر سر جزئیات) که با واکنش رهبر انقلاب مواجه شد، نیز همین بود؛ یعنی به واسطه آن بتواند از ایران امتیازهای بیشتری بگیرد. لذا از مهمترین مولفههای یک توافق خوب، محتوای و متن شفاف و غیرقابل تفسیر توافقنامه است. محتوایی که طرف مقابل نتواند از آن سوء استفاده کند و نتواند با تمسک به آن حقوق ملت ایران را تضییع کند.
سخن پایانی
علیرغم فضاسازیهای متبحرانه رسانهای در یکسال و چند ماه گذشته؛ آنچه مهم است، نه صرف توافق یا عدم توافق با غرب، بلکه محتوای توافق است. اینکه یک توافق خوب و قابل قبول و در شان ملت منعقد شود، برای جمهوری اسلامی ایران از اهمیت زیادی برخوردار است. توافق خوب، توافقی است که حداقل به واسطه آن، حق غنیسازی ایران به رسمیت شناخته شود، همه تحریمهای ناجوانمردانه علیه ایران لغو شود و متن توافقنامه نیز شفاف و غیرقابل تاویل و تفسیر باشد. در واقع مولفههای یاد شده برای توافق خوب با غرب با توجه به تعهداتی که ایران بر اساس توافق موقت ژنو (برنامه اقدام مشترک) پذیرفته و تاکنون نیز به آن پایبند بوده است، حداقلهای است که باید یک توافقنامه دارا باشد تا بتوان از آن به عنوان توافق خوب یاد کرد. بر همین اساس آنچه در این نوشته به عنوان مختصات توافق خوب به آن اشاره شد، حداقلهای لازم برای یک توافق خوب و در شان ملت ایران است.



